چرا برخی ها از انقلاب خسته می شوند؟!
این امر از آن جهت اهمیتِ وافر دارد که در دورهی پساانقلاب، بخشی از نیروهای انقلابی بنا به دلایل یا عللی، دچارِ «تغییر و فرسودگیِ ایدئولوژیک» میشوند و از آرمانهای انقلابی و ساختارشکنانهی خویش صرفِ نظر میکنند و اسیرِ «روزمرگی» و «بوروکراسی» و یا مجذوبِ «ایدئولوژیها دیگر» میشوند. به بیانِ دیگر، تا هنگامی که انقلاب به پیروزی نرسیده و مبارزه جریان دارد و نظمِ طاغوتی، مقاومت و سرکوب میکند، نیروهای انقلابی هیجان و حرارت و انگیزه دارند و از آرمانهای خود عقبنشینی نمیکنند، اما هنگامی که انقلاب به پیروزی میرسد و نیروهای انقلابی، خودشان قدرت را به دست میگیرند، چهبسا از راهِ رفته بازگردند و شعارها و مقاصدِ انقلابی را به فراموشی بسپارند. در این حال، انقلاب از هدفها و غایاتش دور میشود و نیمهکاره، رها میگردد. درحالیکه انقلاب یک واقعیّتِ «دفعی» و «لحظهای» نیست که ناگهان پدید آید و تمامِ آرمانهایش محقَق گردد، بلکه واقعیّتی «تدریجی» و «مرحلهای» است. از اینرو باید در دورهی پساانقلاب، نگاهِ انقلابی را تداوم داد تا انقلاب به طورِ کامل، مسیرهایی که وعده داده بود را بپیماید و به جامعهی آرمانیاش دست یابد. اگر چنین نشود، انقلاب صرفا در براندازیِ نظامِ سیاسی و جابجاییِ حاکمان، خلاصه شده و دگرگونیِ ماهیّتی و مضمونی رخ نداده است. بنابراین، نیروهای انقلابی باید با همان عزمهای راسخ و مستحکم، به «خطِ انقلاب» وفادار بمانند و انقلاب را ادامه دهند تا نتایجِ عینی و حقیقیِ انقلاب، آشکار گردد.
" يک نفر را مثل آقاى خامنهای پيدا بکنيد که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار، و بناى قلبى اش بر اين باشد که به اين ملت خدمت کند، پيدا نمى کنـيد، ايشان را من سالهاى طولانى مى شناسم،.» امام خمينى «قدس سره»