<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>زندگی زیبای رهبری</title>
<link>http://payedars.blogfa.com/</link>
<description>زندگی رهبر معظم انقلاب را از نزدیک لمس کنید</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 09 Nov 2009 04:39:42 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>حاشيه‏ نگاری از ديدار نخبگان با رهبر انقلاب/محمد مهدی دادمان  </title>
<link>http://payedars.blogfa.com/post-329.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;چند نفری که سخن گفتند مجری خطاب به رهبر انقلاب گفت که اگر صلاح دانسته ما را از سخنانشان مستفیض کنند. ایشان پرسیدند که «از دوستانی كه قرار بوده صحبت كنند، كسی باقی ماند؟» که مجری پاسخ می‏دهد «اگر شما اجازه بدهید، همه‌ی جمع هزار نفره‌ای كه این‌جا هستند، دوست دارند صحبت كنند...» یکی از بچه‏ها انگار خودش را برای صحبت آماده کرده، بلند می‏شود تا بگوید که می‏خواهد صحبت کند. او را می‏شناختم. محمود وحیدنیا از بچه‏های 87 دانشگاه بود. هرچند با هم اختلافات اساسی در فکر و مباحث سیاسی داشتیم، اما او را فردی مودب و منطقی یافته و می‏دانستم که به هیچ گروهی در دانشگاه وابسته نیست. نگران بودم که چه اتفاقی خواهد افتاد؟ انگار دیگران هم چنین بودند، چون کسی پیراهن او را از آستین گرفته و مشغول کشیدن بود تا شاید موفق به نشاندن او شود. در این کشاکش بالاخره محمود شکست خورد و نشست. اما انگار قسمت جور دیگری نوشته شده بود، چرا که رهبری این صحنه را دیده بود و پس از چند لحظه فرمود «آن آقایی كه ایستاده بودند و نشاندن‌شان! شما بفرمائید...» &lt;BR&gt;چون صدای محمود نمی‏آمد پشت تریبون رفته و شروع به صحبت نمود. با شروع حرف‏هایش نگرانی ما بیشتر شد. گویا آمده بود که انتقادهای تند و تیزی بکند. از صداوسیما شروع کرد و گفت که غیرمنصفانه، یک‏طرفه و خلاف واقع برنامه پخش می‏کند. انتقاد دومش این بود که چرا در فضای عمومی و به خصوص در مطبوعات و مجلس خبرگان نقدی نسبت به رهبری دیده نمی‏شود؟ می‏گفت که اگر این نقدها صورت نگیرد موجب به وجود آمدن نفاق و کینه می‏شود. &lt;BR&gt;چند دقیقه‏ای می‏شد که سخن می‏گفت. بنابراین با کاغذی وقت را به او تذکر دادند و او با اشاره به اتمام وقت از رهبری خواست صحبتش را ادامه دهد که پاسخ شنید: «من موافقم كه شما ادامه بدهید. وقت از اول هم تمام شده بود، ولی شما ادامه بدهید...» &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 09 Nov 2009 04:39:42 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=payedars&amp;postid=329</comments>
<dc:creator>payedars</dc:creator>
<guid>http://payedars.blogfa.com/post-329.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خرید و فروش و استفاده از آنتن هاى ماهواره‏اى ازلحاظ شرعی چه حکمی دارد؟</title>
<link>http://payedars.blogfa.com/post-327.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN class=&quot;fontSizeLarg red boldFace&quot;&gt;خرید و فروش ماهواره در استفتائات مراجع در دسته کسبهای حرام قرار گزفته است و مقام معظم رهبری هم در این بخش به سوالهای متعددی در این زمینه پاسخ داده اند که رعایت آن بر مومنین واجب است&lt;BR&gt;س 1213: آيا خريد و نگهدارى و استفاده از دستگاه گيرنده برنامه‏هاى تلويزيونى از ماهواره جايز است؟ و اگر دستگاه گيرنده مجانى به دست انسان برسد چه حكمى دارد؟&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN class=&quot;fontSizeLarg red boldFace&quot;&gt;&lt;BR&gt;دستگاه آنتن ماهواره‏اى از اين جهت كه صرفا وسيله‏اى براى دريافت برنامه‏هاى تلويزيونى است كه هم برنامه‏هاى حلال دارد و هم برنامه‏هاى حرام، حكم آلات مشترك را دارد. لذا خريد و فروش و نگهدارى آن براى استفاده در امور حرام، حرام است و براى استفاده‏هاى حلال جايز است. ولى چون اين وسيله براى كسى كه آن را در اختيار دارد زمينه دريافت برنامه‏هاى حرام را كاملا فراهم مى‏كند و گاهى نگهدارى آن مفاسد ديگرى را نيز در بر دارد، خريد و نگهدارى آن جايز نيست مگر براى كسى كه به خودش مطمئن است كه استفاده حرام از آن نمى‏كند و بر تهيه و نگهدارى آن در خانه‏اش مفسده‏اى هم مترتّب نمى‏شود. لكن اگر قانونى در اين مورد وجود داشته باشد بايد مراعات گردد.&lt;BR&gt;س 1214: آيا خريد و فروش دستگاه دريافت‏كننده كانالهاى ماهواره‏اى براى گرفتن كانالهاى ماهواره‏اى جمهورى اسلامى براى كسى كه در خارج از جمهورى اسلامى زندگى مى‏كند، جايز است؟&lt;BR&gt;دستگاه مذكور هر چند از آلات مشتركى است كه قابليت استفاده حلال را دارد ولى چون غالبا از آن بهره‏بردارى حرام مى‏شود و علاوه بر اين بهره‏گيرى از آن در خانه مفاسد ديگرى را هم در بر دارد، بنابراين خريد و استفاده از آن در خانه جايز نيست، مگر براى كسى كه اطمينان دارد از آن بهره‏بردارى حرام نمى‏كند و نصب آن در خانه نيز مفسده ديگرى را دربرندارد.&lt;BR&gt;س 1215: اگر آنتن ماهواره‏اى علاوه بر دريافت كانالهاى جمهورى اسلامى، اخبار و بعضى از برنامه‏هاى مفيد كشورهاى خليج و عربى و همه كانالهاى غربى و فاسد را دريافت كند چه حكمى دارد؟&lt;BR&gt;معيار جواز استفاده از اين دستگاه براى گرفتن برنامه‏هاى كانالهاى تلويزيونى، همان است كه قبلا گذشت بدون اينكه بين كانالهاى غربى و غير آن تفاوتى وجود داشته باشد.&lt;BR&gt;س 1216: استفاده از آنتن ماهواره‏اى براى آگاهى از برنامه‏هاى علمى يا قرآنى و مانند آن كه از طريق ماهواره توسط دولتهاى غربى يا كشورهاى مجاور خليج فارس و غير آنها پخش مى‏شوند چه حكمى دارد؟&lt;BR&gt;استفاده از اين دستگاه براى ديدن و شنيدن برنامه‏هاى علمى يا قرآنى و مانند آن، هر چند فى‏نفسه مانعى ندارد، ولى به دليل اين كه برنامه‏هايى كه از طريق ماهواره توسط دولتهاى غربى و بيشتر كشورهاى همسايه پخش مى‏شوند، غالبا در بردارنده آموزش افكار گمراه‏كننده و تحريف حقايق و همچنين برنامه‏هاى لهو و فساد هستند و حتّى مشاهده برنامه‏هاى علمى يا قرآن ازطريق آنها موجب وقوع در فساد و ارتكاب حرام مى‏گردد، بنابر اين شرعا استفاده از آنتن‏هاى مذكور براى ديدن آن برنامه‏ها حرام است مگر آنكه برنامه‏هاى مفيد علمى يا قرآنى محض باشند و مشاهده آنها مستلزم هيچ فساد يا ابتلاء به عمل حرامى نباشد، البته اگر قانونى باشد بايد مراعات شود.&lt;BR&gt;س 1217: شغل ما تعمير دستگاههاى گيرنده برنامه‏هاى راديو و تلويزيونى است، در اين اواخر مراجعات زيادى براى نصب قطعات و تعمير آنتن‏هاى ماهواره‏اى صورت مى‏گيرد، تكليف ما در اين باره چيست؟ خريد و فروش قطعات آنها چه حكمى دارد؟&lt;BR&gt;اگر از اين دستگاه براى امور حرام استفاده شود كه غالبا همينطور است و يا شما علم داشته باشيد به اينكه كسى كه قصد تهيه آنتن ماهواره‏اى را دارد، براى امور حرام از آن استفاده مى‏كند، خريد و فروش و نصب قطعات و راه‏اندازى و تعمير و فروش قطعات آن جايز نيست&lt;A href=&quot;http://farsi.khamenei.ir/treatise-content?uid=8&amp;tid=9&quot;&gt;.&lt;BR&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN class=&quot;fontSizeLarg gray&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;</description>
<pubDate>Sat, 07 Nov 2009 21:23:15 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=payedars&amp;postid=327</comments>
<dc:creator>payedars</dc:creator>
<guid>http://payedars.blogfa.com/post-327.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آیادوران علی(ع)سخت تر از زمان پیامبر(ص)بود؟</title>
<link>http://payedars.blogfa.com/post-326.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;   ميدانيد، سختى پرچم اميرالمؤمنين از پرچم پيغمبر، از جهاتى بيشتر بود؛ چون در پرچم پيغمبر دشمن معلوم بود، دوست هم معلوم بود؛ در زير پرچم اميرالمؤمنين دشمن و دوست آنچنان واضح نبودند. دشمن همان حرفهائى را ميزد كه دوست ميزند؛ همان نماز جماعت را كه تو اردوگاه اميرالمؤمنين ميخواندند، تو اردوگاه طرف مقابل هم - در جنگ جمل و صفين و نهروان - ميخواندند. حالا شما باشيد، چه كار ميكنيد؟ به شما ميگويند: آقا! اين طرفِ مقابل، باطل است. شما ميگوئيد: اِ، با اين نماز، با اين عبادت! بعضى‏شان مثل خوارج كه خيلى هم عبادتشان آب و رنگ داشت؛ خيلى. اميرالمؤمنين از تاريكى شب استفاده كرد و از اردوگاه خوارج عبور كرد، ديد يكى دارد با صداى خوشى ميخواند: «أمّن هو قانت ءاناء اللّيل»(4) - آيه‏ى قرآن را نصفه شب دارد ميخواند؛ با صداى خيلى گرم و تكان دهنده‏اى - يك نفر كنار حضرت بود، گفت: يا اميرالمؤمنين! به به! خوش به حال اين كسى كه دارد اين آيه را به اين قشنگى ميخواند. اى كاش من يك موئى در بدن او بودم؛ چون او به بهشت ميرود؛ حتماً، يقيناً؛ من هم با بركت او به بهشت ميروم. اين گذشت، جنگ نهروان شروع شد. بعد كه دشمنان كشته شدند و مغلوب شدند، اميرالمؤمنين آمد بالاسر كشته‏هاى دشمن، همين طور عبور ميكرد و ميگفت بعضى‏ها را كه به رو افتاده بودند، بلندشان كنيد؛ بلند ميكردند، حضرت با اينها حرف ميزد. آنها مرده بودند، اما ميخواست اصحاب بشنوند. يكى را گفت بلند كنيد، بلند كردند. به همان كسى كه آن شب همراهش بود، حضرت فرمود: اين شخص را ميشناسى؟ گفت: نه. گفت: اين همان كسى است كه تو آرزو كردى يك مو از بدن او باشى، كه آن شب داشت آن قرآن را با آن لحن سوزناك ميخواند! اينجا در مقابل قرآن ناطق، اميرالمؤمنين (عليه افضل صلوات المصلّين) ميايستد، شمشير ميكشد! چون بصيرت نيست؛ بصيرت نيست، نميتواند اوضاع را بفهمد&lt;A href=&quot;http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/7822/880505-Daftare-Rahbari0.pdf&quot;&gt;.بیانات &lt;/A&gt;رهبری در ديدار اعضای دفتر رهبری و سپاه حفاظت ولى امر&lt;STRONG&gt;5/5/1388.&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 06 Nov 2009 07:18:59 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=payedars&amp;postid=326</comments>
<dc:creator>payedars</dc:creator>
<guid>http://payedars.blogfa.com/post-326.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>صندوق محرمانه‌یF.M.S آمریکا برای چه بود؟</title>
<link>http://payedars.blogfa.com/post-325.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;[در زمان رژیم پهلوی] آمريكايی ها هواپيماهاى جنگى و بقيه‌ى ابزارهاى خودشان را به ما مى‌فروختند؛ ولى اجازه‌ى تعمير آنها را به ما نمى‌دادند! البته داستان آن فروشها هم داستان عجيبى است. آن روز صندوق مشتركى بين ايران و امريكا وجود داشت كه بنده اوايل انقلاب كه به وزارت دفاع رفتم و در آن‌جا مشغول كار شدم، اين را كشف كردم؛ بعد به مجلس رفتم و آن را پيگيرى كردم، كه متأسفانه تا امروز هم امريكاييها جواب نداده‌اند! صندوقى با نام اختصارى F.M.S داشتند كه دولت ايران پول را در آن صندوق مى‌ريخت؛ اما قيمت جنس و نوع جنس و برداشت پول را امريكاييها به عهده داشتند! وقتى انقلاب پيروز شد، ميلياردها دلار در اين صندوق پول بود كه هنوز هم امريكاييها جوابى نداده‌اند و آن پولها را به ملت ايران برنگردانده‌اند.بيانات در جلسه‌ى پرسش و پاسخ دانشجويان دانشگاه صنعتى اميركبير 22/12/1379&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 03 Nov 2009 21:23:06 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=payedars&amp;postid=325</comments>
<dc:creator>payedars</dc:creator>
<guid>http://payedars.blogfa.com/post-325.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حاشيه هاي خواندني از ديدار نخبگان پاسخ پدرانه رهبر انقلاب به يك جوان منتقد</title>
<link>http://payedars.blogfa.com/post-324.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;اواخر سخنراني انتظار كساني كه مي خواستند بدانند، واكنش آقا به سخنان آن جوان دانشجو درباره «انتقاد از رهبري» چيست به سرآمد و ايشان گفتند:&lt;BR&gt;«ما كه نگفتيم از ما كسي انتقاد نكند؛ ما كه حرفي نداريم.من از انتقاد استقبال مي كنم. البته انتقاد هم مي كنند. ديگر حالا جاي توضيحش نيست؛ انتقاد هم هست، فراوان هست، كم هم نيست؛ بنده هم مي گيرم، دريافت مي كنم و انتقادها را مي فهمم&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 30 Oct 2009 21:33:26 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=payedars&amp;postid=324</comments>
<dc:creator>payedars</dc:creator>
<guid>http://payedars.blogfa.com/post-324.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پیشرفتهای زمان شاه برای چه بود؟</title>
<link>http://payedars.blogfa.com/post-323.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;يك چيز جالبي به شما بگويم: در مازندران، پنج فرودگاه هست كه از زمان رژيم گذشته مانده است! پنج فرودگاه در يك استان كه همه‌اش هم براي رژيم گذشته و آن شخص طاغوت يا نزديكان او بوده است. فرودگاه رامسر براي استفاده از هتل رامسر كه مي‌دانيد براي چه كساني بوده است؛ فرودگاه نوشهر براي گردشگاه هر ساله‌ي طاغوت كه برود آن‌جا و دو ماه استراحت كند؛ فرودگاهي براي يك اردوگاه نظامي كه نظاميان وابسته به آنها - كه از يك نيروي بخصوصي بودند و نمي‌خواهم اسم بياورم - آن‌جا بروند و خوش بگذرانند؛ فرودگاه دشت‌ناز نزديك ساري - كه امروز فرودگاه رسمي مازندران است و مردم از آن استفاده مي‌كنند و در گذشته براي الواط و اوباش اولاد رضاخان بوده است - كه هزاران هكتار از زمينهاي حاصلخيز را تصرف و يك فرودگاه هم وسطش درست كرده بودند؛ و يك فرودگاه هم در املاك نوكران خودشان در حدود مينودشت. پنج فرودگاه براي دستگاههاي وابسته‌ي به حكومت يا نزديك به آنها؛ اما مردم، اساتيد، مستحقان و بيماران علاج‌ناپذير مازندران مطلقاً نه از فرودگاه، نه از هواپيما و نه از هيچ تسهيلات ديگري برخوردار نبودند. آنها هرسال چند بار به مازندران مي‌رفتند؛ اما به مثل زاهدان در تمام عمر حكومتشان يك بار هم سر نمي‌زدند؛ اين مي‌شود غبار فراموشي. &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 25 Oct 2009 05:14:15 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=payedars&amp;postid=323</comments>
<dc:creator>payedars</dc:creator>
<guid>http://payedars.blogfa.com/post-323.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>هنگام ورود رهبری ميز و صندلي‌های نو خریده بودند!</title>
<link>http://payedars.blogfa.com/post-322.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در يكي از سفرهاي مقام معظم رهبري به استان مازندران، آقا وارد منطقه محرومي به نام ارس مالخوست شدند. معظم له وقتي براي بازديد به مدرسه‌اي وارد مي‌شوند، مشاهده مي‌كنند كه تمام ميز و صند لي‌ها نو است آقا احتمال مي‌دهند اين كارها تشريفاتي است و براي ورود معظم له اين كارها انجام گرفته است. مقام معظم رهبري با تيزبيني و ذكاوتي كه دارند از بچه‌ها سؤال كردند كه به من بگوييد اين ميز و صند لي‌ها را چه زماني براي شما آورده‌اند. يكي از بچه‌هاي كلاس جواب داد: آقا همين ديروز اين‌ها را آورده‌اند. آقا نگاه عتاب‌آلودي به آن مسؤول انداختند و فرمودند: ضرورت ندارد به خاطر مسؤوليني كه خودشان نسبت به مشكلات واقفند، بخواهيد صحنه‌سازي كنيد&lt;A href=&quot;http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8807130904&quot;&gt;.&lt;/A&gt; &lt;BR&gt;سردار باقرزاده، مسؤول سابق كميته جستجوي مفقودين‌ &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 19 Oct 2009 20:49:15 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=payedars&amp;postid=322</comments>
<dc:creator>payedars</dc:creator>
<guid>http://payedars.blogfa.com/post-322.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>رفتار آیت الله خامنه ای با جوانان مدگرا</title>
<link>http://payedars.blogfa.com/post-321.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;يكي از اسناد ساواك كه ارتباط مقام معظم رهبري را با نسل جوان مورد تأكيد قرار مي‌دهد، سند شماره9/3003 به تاريخ 1/8/1353 است كه مي‌نويسد: مطهري از اين كه نماز جماعت سيدعلي خامنه‌اي در مشهد (توسط ساواك) تعطيل شده، ابراز ناراحتي كرده و گفته است : سيد علي خامنه‌اي از نمونه‌هاي ارزنده‌اي است كه براي آينده موجب اميدواري است و در اين مدت كوتاه در مشهد، كارهاي پر ثمري انجام داده كه يكي از آن‌ها جمع كردن جوانان روشنفكر حوزه و دانشگاه است. ۱&lt;BR&gt;مقام معظم رهبری با ذکر خاطره ای رابطه خوب خود را با جوانان اینگونه بیان میکند:مسجدي كه بنده نماز مي‌خواندم، بين نماز مغرب و عشا هيچ وقت داخل مسجد جا نبود؛ هميشه بيرون مسجد هم جمعيت متراكم بود؛ هشتاد درصد جمعيت هم از قشر جوان بودند؛ براي خاطر اينكه با جوان تماس مي‌گرفتيم. در همان سالها پوستينهاي وارونه مد شده بود و جوانان خيلي اهل مد آن را مي‌پوشيدند. &lt;BR&gt;يك روز ديدم جواني كه از اين پوستينهاي وارونه پوشيده، صف اول نماز در پشت سجاده من نشسته است؛ يك حاجي محترم بازاري هم كه مرد خيلي فهميده‌اي بود و من خيلي خوشم مي‌آمد كه او در صف اول مي‌نشست، در كنار اين جوان نشسته بود. ديدم رويش را به اين جوان كرد و چيزي در گوشش گفت و اين جوان يكباره مضطرب شد. برگشتم به آن حاجي محترم گفتم چه گفتي؟ به جاي او جوان گفت چيزي نيست. فهميدم كه اين آقا به او گفته كه مناسب نيست شما با اين لباس در صف اول بنشينيد! گفتم نه آقا، اتفاقاً مناسب است شما همين‌جا بنشينيد و تكان نخوريد! گفتم حاجي! چرا مي‌گويي اين جوان عقب برود؟ بگذار بدانند كه جوان با لباسي از جنس پوستين وارونه هم مي‌تواند بيايد به ما اقتدا كند و نماز جماعت بخواند. &lt;BR&gt;برادران! اگر پول و امكانات هنري نداريم، اگر فعلاً ترجمه قرآن به زبان سعدي زمانه را نداريم، «اخلاق» كه مي‌توانيم داشته باشيم؛ «في صفه` المؤمن بشره في وجهه و حزنه في قلبه». با اخلاق، سراغ اين جوانان و دلها و روحها و وراي قالبهاشان برويد؛ آن وقت تبليغ انجام خواهد شد. ۲&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;۱- سلاله الابرار، ص 88 ، به نقل ازاسناد ساواك، آرشيو وزارت اطلاعات، ش27 به ارزيابي573 مركزاسناد انقلاب اسلامي‌&lt;BR&gt; ۲- مقام معظم رهبري در ديدار با مسئولان سازمان تبليغات اسلامي، 26/3/1376 &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 18 Oct 2009 06:49:11 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=payedars&amp;postid=321</comments>
<dc:creator>payedars</dc:creator>
<guid>http://payedars.blogfa.com/post-321.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چك پنجاه هزار توماني آيت الله خامنه‌اي به ميرحسين موسوي</title>
<link>http://payedars.blogfa.com/post-320.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;زندگی آیت الله خامنه ای زندگی ای ساده و روشن است و تجلی واقعی رهبر اسلامی در رفتار و اعمال وی کاملا پیداست.ایشان در مسئولیت های متعددی که داشته اند هیچگاه ذخیره مادی آن را مد نظر نداشته اند که هیچ بلکه از سرمایه های وجودی خویش برای آن هزینه کرده اند و در طول ۳۰ سال گذشته که منصب های مهمی چون ۸ سال ریاست جمهوری و۲۰ سال زعامت و رهبری اندک اندوخته مالی و تصرفی نسبت به بیت المال نداشته اند. معظم له حتی به مسوولان قضایی دستور فرموده اند که با متخلف برخورد كنيد ولو پسر من باشد.مشخص می شود که در مسیرش چقدر جدی است.&lt;BR&gt;ايشان در زمان ریاست جمهوری با خانواده تا مدتها در يك اتاق درون مجموعه اداري زندگي مي‌‌‌كردند. همسر رئيس جمهور وقتي از خانه بيرون مي‌‌‌آمدند در واقع وارد قسمت اداري مي‌شدند. حتي بعد كه رياست جمهوري به ساختمان سفيد منتقل شد، ايشان در اتاقي چسبيده به دفترشان زندگي مي‌كردند و فرزندان آقا واقعا حالت زنداني داشتند؛ اما بعدها يعني 4سال پس از شروع رياست جمهوري پشت ساختمان نخست وزير خانه ای به مساحت حدود 100 مترمربع پيش‌بيني شد كه  رئيس جمهور  در آن زندگي مي‌كردند. ۱&lt;BR&gt;در زمان رياست جمهوري، حضرت آيت الله خامنه‌اي يك چك پنجاه هزار توماني براي نخست وزير وقت ـ‌ مهندس ميرحسين موسوي ـ‌ ارسال مي‌نمايند و مي‌فرمايند: حداكثر پولي كه ممكن است از بيت المال در هزينه‌هاي شخصي بنده جابجا شده باشد، كمتر از اين است، ولي شما اين مبلغ را به حساب خزانه دولت واريز كنيد تا من مديون بيت المال نباشم.۲ &lt;BR&gt;آيت‌الله جوادي آملي‌ یک خاطره زیبایی از حساسیت رهبری نسبت به بیت المال دارند و می فرمایند:يك روز مهمان مقام معظم رهبري بودم. فرزند ايشان آقا مصطفي نيز نشسته بود كه سفره گسترده شد، آيت‌الله خامنه‌اي به وي نگاهي كرد و فرمود: شما به منزل برويد. من خدمت ايشان عرض كردم: اجازه بفرماييد آقازاده هم باشند، من از وي درخواست كرده‌ام كه با هم باشيم. &lt;BR&gt;آقا فرمودند: اين غذا از بيت‌المال است، شما هم مهمان بيت المال هستيد. براي بچه‌ها جايز نيست كه بر سر اين سفره بنشينند. ايشان به منزل بروند و از غذاي خانه ميل كنند. من در آن لحظه فهميدم كه خداوند چرا اين همه عزت به حضرت آقا عطا فرموده است. &lt;BR&gt;مقام معظم رهبري ـ‌ در زمان رياست جمهوري ـ‌ سفرهاي خارجي زيادي داشتند. در اين سفرها هداياي زيادي به شخص ايشان مي‌دادند. حتي در سفري كه به يوگسلاوي داشتند، كليد طلايي كشور را به آقا دادند، ولي مقام معظم رهبري در هيچ يك از اين هدايا تصرف نكردند و بعد از پايان دوره رياست جمهوري، دستور فرمودند هدايا را در موزه نگه دارند و همه آنها را متعلق به كشور بدانند. ۴&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;۱ـ هاشم طالب، مسئول خبرنگاران حوزه دولت نهاد رياست جمهوري‌ &lt;BR&gt;۲ـ مهندس حميد ميرزاده &lt;BR&gt;۳ـ آيت‌الله جوادي آملي‌ &lt;BR&gt;۳ـ حجت الاسلام ابوترابي&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 13 Oct 2009 10:23:40 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=payedars&amp;postid=320</comments>
<dc:creator>payedars</dc:creator>
<guid>http://payedars.blogfa.com/post-320.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> ولي فقيه حافظ کشور در برابر توفان ها ست</title>
<link>http://payedars.blogfa.com/post-319.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;يک مرجع عظام تقليد در قم گفت: امروز در رأس اداره امور کشور عالمي فقيه، مدبر، شجاع سکاندار کشتي انقلاب بوده و با وجود توطئه ها و نقشه هاي دشمنان توانسته است با موفقيت اين کشتي را از طوفانها نجات دهد. &lt;BR&gt;به گزارش فارس به نقل از روابط عمومي استانداري قم، آيةا... حسين نوري همداني در ديدار استاندار جديد قم با اشاره به دستاوردهاي انقلاب اسلامي، احياي خودباوري در نزد مردم را از مهمترين برکات و دستاوردهاي انقلاب اسلامي دانست&lt;A href=&quot;http://www.qudsdaily.com/archive/1388/html/7/1388-07-21/page0.html&quot;&gt;.&lt;/A&gt;&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 12 Oct 2009 23:28:36 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=payedars&amp;postid=319</comments>
<dc:creator>payedars</dc:creator>
<guid>http://payedars.blogfa.com/post-319.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
