تبليغاتX
زندگی زیبای رهبری
حضرت آيت الله نوري همداني امروز در دفتر خود و در حمايت از رهبر معظم انقلاب شعار سر داد و همگان را به تكرار اين شعارها دعوت كرد.
به گزارش خبرگزاري رسا، حضرت آيت الله نوري همداني از مراجع تقليد امروز همزمان با تجمع اعتراض آميز اساتيد، فضلا و طلاب حوزه هاي علميه سراسر كشور، در جمع ديدار كنندگان وي، شعار حمايت از رهبر انقلاب سرداد.
در اين ديدار كه شماري از پرسنل نيروي انتظامي سراسر كشور حضور داشتند، حضرت آيت الله نوري همداني شعارهايي در حمايت از رهبر معظم انقلاب اسلامي سرداد و گفت: امام ما كوثر است دشمن او ابتر است. اين مرجع تقليد بعد از سر دادن اين شعار همه حضار را به تكرار آن دعوت كرد و ادامه داد:خامنه اي كوثر است، دشمن او ابتر است.
حضار نيزدر تبعيت از اين مرجع تقليد شعارهاي مطرح شده ازسوي وي را تكرار كردند.
گفتني است، صدا وسيماي جمهوري اسلامي ايران نيز در بخش خبري ساعت 14 شبكه يك سيما تصاوير مربوط به شعارهاي حضرت آيت الله نوري همداني در حمايت از رهبر معظم انقلاب را پخش كرد.
+ نوشته شده توسط سرباز ولایت در یکشنبه بیست و دوم آذر 1388 و ساعت 7:12 |
امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی
+ نوشته شده توسط سرباز ولایت در شنبه بیست و یکم آذر 1388 و ساعت 22:7 |

عليرضا قزوه، شاعر گفت: از شعرهاي اخيرم هيچ وقت پشيمان نيستم، چون به اندازه كافي روي آنها فكر كرده ام و مزه قهرمان بودن و پارتيزان شدن را هم چشيده ام.قزوه با بيان اين كه سالها در ادبيات و فرهنگ دفاع مقدس كار كرده ام و بخش تخصصي كار من هم وصيت شهدا بود توضيح داد: من معتقدم كه پيام اصلي شهدا و بيشترين جمله اي كه روي آن تاكيد مي كردند و حرف آخرشان بود مسئله حمايت از ولايت فقيه و رهبري بود. اين در وصيت همه شهدا هست.
وي در بخشي از مصاحبه با فارس تصريح نمود: الان هم معتقدم همان جنگ هست و هميشه همان كل يوم عاشورا بوده و هست. در ميان جماعت عالمان دين هم علامه متقي و عارف و فيلسوف و فقيهي چون علامه جوادي آملي را داريم كه ايشان هم حرفشان همين است كه اطاعت از رهبري تنها راه نجات است پس موضع من موضع شهدا و عالمان متقي دين بوده است و برخي جريان ها را بازي خورده مقام و دنيا مي بينم و دم زدنشان از امام و شهدا را مصداق اين بيت شعر علي معلم دامغاني مي دانم كه گفت:استادن است كار شما گر دو تا شويد           امروز بنده ايد كه فردا خدا شويد.

+ نوشته شده توسط سرباز ولایت در چهارشنبه هجدهم آذر 1388 و ساعت 0:49 |

صحبت‌های رهبر که تمام شد طبق معمول همه ریختند و آمدند که صحبت‌های مهم بکنند. سلحشور هم که همان جا کنار رهبر نشسته بود، در حد توان عوامل را معرفی می‌کرد.
یکی از خانم‌ها به زور خودش را جلو کشید و گفت: حاج آقا از اینکه از نزدیک دیدم‌تان خوشحالم. چند نفر همزمان داشتند از نابسامانی صداوسیما می‌گفتند و ضرغامی که صندلی‌اش کنار صندلی رهبر بود و حکمش را برای 5 سال آینده گرفته بود، روی صندلی کناری خودش را کمی کج کرده بود و به حرف‌ها گوش می‌داد. وسط کار بعضی‌ها روی صحبت‌شان را عوض می‌کردند سمت ضرغامی در حالی که در یک قدمی رهبر ایستاده بودند. محافظ‌ها تلاش می‌کردند جماعت هنرمند را کنترل کنند. خانمی جلو آمد و گفت: از اینکه برای ما وقت گذاشتید ممنونم ولی حاج آقا من یک آرزویی دارم؛ آرزوی مملکتی بدون فقر و اعتیاد. رهبر هم که به صورت زن نگاه نمی‌کرد، گفت: این آرزوی همه‌مان است. جعفر دهقان هم ایستاده بود جلوی رهبر و تکان نمی‌خورد. یک نفر از عقب صدا زد: «جعفر بیا کنار؛ بیار کنار ماسکه کردی!»
پسر جوانی گفت: حاج آقا اجازه! رهبر توجه کرد. جوان گفت: می‌شه چفیه‌تان را بگیرم؟ و رهبر چفیه را به جوان داد و او چفیه را روی صورتش گذاشت و خودش را از حلقه جماعت هنرمند بیرون کشید.
یکی دو نفر مصطفی زمانی را هل دادند جلو و گفتند آقا این هم یوزارسیف. رهبر لبخندی زدند و گفتند: شما آقاجان اولین تجربه تصویری‌تان با حضرت یوسف بود، خودتان را حفظ کنید و همیشه مثل حضرت یوسف بمانید. زمانی ساکت و آرام هم چشمی گفت و با فشار جمعیت عقب رانده شد.
یک نفر دیگر چند برگ کاغذ گرفته بود جلوی رهبر و می‌گفت: این طرح را چندجا بردم و توجه نکرده‌اند، شما ببینید اشکالش چیست؟ رهبر اشاره که کردند که آقای ضرغامی اینجا نشسته چرا می‌دهید به من؟! ضرغامی دستش را دراز کرده بود، طرح را بگیرد ولی صاحب طرح تردید داشت بدهد یا ندهد. جعفر دهقان قرآن کوچکی را به رهبر داد تا امضا کند. قرآن را یکی از محافظ‌ها گرفت و گفت: برایت می‌آورم. صدای الله اکبر اذان که بلند شد، رهبر هم از روی صندلی بلند شد. جهانبخش سلطانی خودش را جلو کشید و گفت: حاج‌آقا من با لهجه اصفهانی نماز می‌خونم اشکال دارد یا نه؟ رهبر و بقیه که ایستاده بودند، خندیدند و رفتند برای نماز.

بعد از نماز سلحشور داشت راجع به اهمیت حضرت موسی و داستانش با رهبر صحبت می‌کرد. جوانی جلو آمد، رهبر به او توجه کرد. جوان گفت: من دانشجوی ممتاز دانشگاه علامه طباطبایی بودم ولی حقم را خوردند. رهبر گفت: شما همین را بنویس که فعلا ماجرا از دلت دربیاید بریزد روی کاغذ تا ما بخوانیم و ببینیم چه کاری می‌شود کرد.
یک نفر دیگر هم که نقش هم‌سلولی یوزارسیف را در سریال بازی ‌می‌کرد سلام یک مشهدی را به رهبر رساند. رهبر پرسید شما خودتان هم مشهدی هستید؟ مرد تایید کرد. رهبر جواب سلام آن بنده خدا را داد و به مرد مشهدی گفت شما فلانی را هم می‌شناسید؟ مرد از اینکه رهبر آن فرد را می‌شناسد تعجب کرد. از او خداحافظی کرد و به سلحشور گفت: برویم ببینیم شما چه می‌گویید. سلحشور با آب و تاب داستان حضرت موسی را برای مردی تعریف می‌کرد که مرجع تقلید است و موهای سرش و رویش را در راه دین سفید کرده و به اندازه همه حاضران رمان خوانده و... رهبر از سالن خارج شد و جعفر دهقان دنبال کسی می‌گشت که قرآنش را پس بگیرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سرباز ولایت در چهارشنبه یازدهم آذر 1388 و ساعت 0:37 |

طي سي سال گذشته افراد، گروه ها و جريان هاي متعددي از حركت عظيم ملت ايران فاصله گرفته و به مقابله با نظام اسلامي پرداختند و به كمك ها و حمايت هاي بيگانان براي رسيدن به مقصد نامبارك خود دل بستند. در حوادث پس از انتخابات نيز شاهد رفتارهايي از اين دست بوديم. رهبر معظم انقلاب اسلامي با توجه به حوادث اخير از يك طرف و عوامل اقتدار نظام اسلامي از طرف ديگر فرمودند:«تا زماني كه بسيج و روحيه صدق و صفا و خدمت بي مزد و منت در ميان مردم و به ويژه جوانان وجود دارد، دشمن نمي تواند هيچ گونه لطمه اي به كشور انقلاب اسلامي وارد كند. كساني هم كه با اشاره، تشويق و لبخند دشمن، مي خواهند با نظام اسلامي، قانون اساسي و حركت عظيم مردمي مواجه شوند، بدانند كه سر به سنگ مي كوبند و تلاش آنان بيهوده است.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سرباز ولایت در سه شنبه دهم آذر 1388 و ساعت 7:16 |

دانشگاه‏ها را بايد جدى گرفت؛ هم شما دانشجوها، هم اساتيد. بدانيد نقشه‏هايى وجود دارد براى اين‏كه دانشگاه‏هاى ما را از كار بيندازند. شما غصه مى‏خوريد كه بودجه‏ى مراكز تحقيق را دير مى‏دهند؛ خيلى خوب، اين را مى‏شود جبران كرد؛ مى‏شود دنبال كرد. كسانى تلاش و توطئه مى‏كنند تا اصلاً درِ كلاسهاى درس و كارگاه‏هاى تحقيق را ببندند و دانشجو را به علم و فراگيرى بى‏رغبت كنند. با اين توطئه بايد مبارزه كرد. اين مبارزه، هم به عهده‏ى دولت و مسؤولان است، هم به عهده‏ى شما تشكل‏هاست، هم به عهده‏ى عناصر صاحب نفوذ و صاحب اقتدار است.بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در ديدار جمعى از دانشجويان برگزيده و نمايندگان تشكل‏هاى دانشجويى‏24/7/1384

+ نوشته شده توسط سرباز ولایت در شنبه هفتم آذر 1388 و ساعت 8:16 |

خيمه‏يى كه اين‏جا سرِپاست، ريسمانها و ميخ‏هاى عميقى كه اين خيمه در سرزمين اسلامى دارد، در كشورهاى ديگر كوبيده شده است. ما در ملتهاى گوناگون عمق استراتژيك داريم. شماها ان‏شاءاللَّه وقتى در عرصه‏هاى وسيع‏تر وارد شويد - به كشورها مسافرت كنيد، در ميان ملتها حضور پيدا كنيد - اين را بيشتر احساس مى‏كنيد. الان در كشورهاى دنيا، جمهورى اسلامى در دل ملتهاى مسلمان جا دارد. ما به چيزهايى عادت كرده‏ايم. رؤساى جمهور ايران پا مى‏شوند به كشورهاى ديگر مى‏روند. استقبال مردمى از اين رؤساى جمهور براى هيچ رئيس‏جمهورى از هيچ كشورى در هيچ نقطه‏يى غير از كشور خودش متصور نيست؛ اين يك واقعيت است. بنده هم كه زمان رياست‏جمهورى به كشورهاى بيگانه سفر مى‏كردم، همين‏طور بود. رئيس‏جمهور بعد از من، و رئيس‏جمهور بعد از او هم به كشورهاى مختلف رفتند و ملتها نسبت به آنها اظهار عشق و علاقه كردند. اين، هنر اين رئيس‏جمهور نيست؛ هنر اين حركت عظيم است؛ هنر اين موج‏آفرينى است؛ هنر هويت شماست؛ هويت نظام جمهورى اسلامى؛ اين شأن ماست. ما مى‏توانيم پايه‏هاى غلطى را كه قدرت اقتصادى متمركزِ متراكمِ دستگاه‏هاى شيطانى براى خودشان به‏وجود آورده‏اند، به چالش بكشيم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سرباز ولایت در سه شنبه سوم آذر 1388 و ساعت 8:13 |

امروز برجسته‏ترين و تواناترين مجموعه‏ى سينمايى دنيا در «هاليوود» است. شما ببينيد هاليوود در خدمت چيست، در خدمت كيست، در خدمت كدام فكر و كدام جهت و كدام خواب براى بشريتِ بيچاره‏ى رو به رشد است. من كه نه در سينما تخصص دارم، نه هاليوود را درست مى‏شناسم، اين را نمى‏گويم؛ اين نقلِ سخن كسانى است كه كارشان اين است، فكرشان اين است و نقاد اين صحنه‏ها و ميدان‏ها هستند؛ اينها مى‏گويند امروز هنر سينمايى - كه من هاليوود را به عنوان برجسته‏ترين، مثال زدم؛ والّا بقيه‏ى مجموعه‏هاى سينمايى دنيا هم همين‏طورند - در خدمت اشاعه‏ى فحشا، اشاعه‏ى پوچى، اشاعه‏ى بى‏هويتى انسان، در خدمت خشونت، در خدمت مشغول كردن بدنه‏ى ملتها به يكديگر است تا طبقه‏ى متعالى و بالا بتوانند بى‏دغدغه زندگى كنند. سينما كه يك هنر بسيار پيشرفته و مدرن است، اين‏گونه است؛ شعر هم همين‏طور است؛ قصه هم همين‏طور است؛ نقاشى هم همين‏طور است؛ انواع شعبه‏هاى هنر همين‏گونه است.بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در ديدار جمعى از دانشجويان برگزيده و نمايندگان تشكل‏هاى دانشجويى‏24/7/1384

+ نوشته شده توسط سرباز ولایت در سه شنبه سوم آذر 1388 و ساعت 8:5 |

ابراز دشمنى با بسيج، يعنى ابراز دشمنى با مجاهدت و تلاش و نشاط و كار در همه‏ى ميدان‏ها. خيلى روشن است كه آرزومندانِ ناكامى اين ملت، از بسيج ناراحتند. هر كس آرزومند است كه اين ملت ناكام بشود و شكست بخورد، از حضور بسيج ناراحت است. همه‏ى دشمنان، همه‏ى حاسدان، همه دل‏بستگان به دشمن در داخل، از بسيج خوش‏شان نمى‏آيد. اگر بتوانيد بسيج را هرچه فراگيرتر كنيد و دل‏هاى بيشتر و نشاطِ متراكم‏ترى را وارد اين صحنه‏ى عمل بكنيد، آينده‏ى اين كشور تضمين‏شده‏تر است. روحيه‏ى بسيجى يك روحيه‏يى است كه اگر در هر نقطه‏يى و در هر قشرى به‏وجود بيايد، در آن‏جا فعاليت و نشاط و حركت و حيات را مضاعف و چند برابر مى‏كند؛ اين معناى بسيج است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سرباز ولایت در یکشنبه یکم آذر 1388 و ساعت 11:27 |

این روزها در تهران وشهرستانها به مناسبت آغاز زندگی مشترک و مبارک حضرت علی ع و حضرت فاطمه س جوانان عزیز زندگی خود را با یک مبنای با برکت شروع میکنند و من هم برای تبریک به این زوجهای خوشبخت یکی از پیامهای رهبر عزیزمان که به این مناسبت ها منتشر شده را با یک عکس خوشگل و ماه منتشر میکنم.زندگی تون مث عسل شیرین باد.

+ نوشته شده توسط سرباز ولایت در شنبه سی ام آبان 1388 و ساعت 0:31 |

چهارشنبه از هیات دولت خسته و کوفته اومده بودم توی تحریریه همینکه نشستم خبر ۱۴ شروع شد خبر اول سفر اقا به چالوس و نوشهره/ صبح شنیده بودم که جمعیت عظیمی زیر بارون اومده اما وقتی دیدم مات و مبهوت موندم و نشستم به نگاه کردن..
صل علی محمد رهبر ما خوش امد...
اقا به ابراز احساسات پاسخ می دهند و بالحنی خاص می گویند..شما رو تا کی زیر این باران باید نگه داریم ما..
جمعیت فریاد می زند..باران رحمت امد    رهبر ما خوش امد
بازهم اقا می فرمایند..خوب این لطف شماست در این شکی نیست اما من اینجا زیر سقف نشستم و شما زیر باران نشسته اید این چیزی است که برای ما ناگوار است...
اقا جمله اخر رو با نهایت عشق با بغض می فرمایند طاقت نمی اورم بغضم می ترکه البته الحمدالله کسی دور و برم نیست که به چیزهای واهی و بی ارزش متهمم کنند...بگذریم..
یاد خطبه نماز جمعه ۲۹ خرداد می افتم انجا هم بغض اقا بغض اون جمعیت عظیم رو جوری ترکوند که هیچگاه از یادم نمی ره..
((يك خطاب آخرى هم عرض كنم به مولامان و صاحبمان، حضرت بقيةاللَّه (ارواحنا فداه): اى سيد ما! اى مولاى ما! ما آنچه بايد بكنيم، انجام ميدهيم؛ آنچه بايد هم گفت، هم گفتيم و خواهيم گفت. من جان ناقابلى دارم، جسم ناقصى دارم، اندك آبروئى هم دارم كه اين را هم خود شما به ما داديد؛ همه‏ى اينها را من كف دست گرفتم، در راه اين انقلاب و در راه اسلام فدا خواهم كرد؛ اينها هم نثار شما باشد. سيد ما، مولاى ما، دعا كن براى ما؛ صاحب ما توئى؛ صاحب اين كشور توئى؛ صاحب اين انقلاب توئى؛ پشتيبان ما شما هستيد؛ ما اين راه را ادامه خواهيم داد؛ با قدرت هم ادامه خواهيم داد؛ در اين راه ما را با دعاى خود، با حمايت خود، با توجه خود، پشتيبانى بفرما))
هربغض اقا حکمتی درونش نهفته است با یکی درس انسانیت و عشق میدهند و با دیگری درس ایستادگی و استواری ...
از زمانی که خود را شناختم سعی کرده ام با تمام وجود و با همه عشق از مکتب ولایت درس بگیرم و سخن اقا را چراغ راهم قراردهم و خدا راهم شکر می کنم که همواره و به اندازه توان و وسعم در این مسیر حرکت کرده ام ...
انهایی که دراین چند ماه هرچه خواستند نوشتند و حتی به نوزاد معصوم من نیز درکلامشان رحم نکردند بدانند خودم خانواده ام فرزندم و همه چیزم را فدای رهبری و انقلاب و خط سرخ شهدا و امام شهدا میکنم و هیچگاه دراین مسیر سست نشده و نمی شوم و ازخداوند متعال می خواهم به حق حضرت زهرا(س)مرگ من را شهادتم در راه خودش قراردهد..امین یا رب العالمین 

+ نوشته شده توسط سرباز ولایت در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 و ساعت 18:3 |

حجةالاسلام سيد حسن خميني روز پنجشنبه به ديدار رهبر معظم انقلاب رفت. در اين ديدار که ظهر پنجشنبه گذشته در دفتر مقام معظم رهبري برگزار شد، حجة الاسلام سيد حسن خميني ناهار را مهمان حضرت آيةا... خامنه اي بود.گفته مي شود رهبر معظم انقلاب توصيه هايي را در مورد مسائل روز به نوه حضرت امام(ره) بيان داشته اند. از جزئيات بيشتر اين ديدار تاکنون خبري منتشر نشده است. عکس آرشیوی است

+ نوشته شده توسط سرباز ولایت در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 و ساعت 17:37 |

درحالی‌كه مأمون امام را جدا از مردم می‌پسندید و این جدائی را در نهایت وسیله‌ای برای قطع رابطه‌ی معنوی و عاطفی میان امام و مردم می‌خواست، امام در هر فرصتی خود را در معرض ارتباط با مردم قرار می‌داد، با این‌كه مأمون آگاهانه مسیر حركت امام از مدینه تا مرو را به طرزی انتخاب كرده بود كه شهرهای معروف به محبت اهل بیت مانند كوفه و قم در سر راه قرار نگیرند. امام در همان مسیر تعیین شده، از هر فرصتی برای ایجاد رابطه‌ی جدیدی میان خود و مردم استفاده كرد. در اهواز آیات امامت را نشان داد، در بصره خود را در معرض محبت دل‌هائی كه با او نامهربان بودند قرار داد، در نیشابور حدیث سلسلةالذهب را برای همیشه به یادگار گذاشت و علاوه بر آن نشانه‌های معجزه‌آسای دیگری نیز آشكار ساخت و در جابه‌جای این سفر طولانی فرصت ارشاد مردم را مغتنم شمرد، در مرو كه سر منزل اصلی و اقامت‌گاه خلافت بود هم هرگاه فرصتی دست داد حصارهای دستگاه حكومت را برای حضور در انبوه جمعیت مردم شكافت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سرباز ولایت در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 و ساعت 17:10 |
در زمان امامت جمعه به اتفاق مسئول دفترم خدمت رهبر رسیدیم مسئول دفترم برای پیروزی حقیر در انتخابات خبرگان در تلاش بود در محضر ایشان عنوان کرد که نظرتان هست که ایشان در انتخابات آتی موفق شوند ایشان گفتند: "من اظهارنظر در این گونه مسائل را بر خود حرام می­دانم" جلسه خصوصی بود و مطالب هم ضبط نمی­شد. رای آوردن یا نیاوردن مثل منی مسأله مهمی نیست اما گفته ایشان در این که حق دیگری ضایع نشود مهم است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سرباز ولایت در سه شنبه نوزدهم آبان 1388 و ساعت 22:32 |

چند نفری که سخن گفتند مجری خطاب به رهبر انقلاب گفت که اگر صلاح دانسته ما را از سخنانشان مستفیض کنند. ایشان پرسیدند که «از دوستانی كه قرار بوده صحبت كنند، كسی باقی ماند؟» که مجری پاسخ می‏دهد «اگر شما اجازه بدهید، همه‌ی جمع هزار نفره‌ای كه این‌جا هستند، دوست دارند صحبت كنند...» یکی از بچه‏ها انگار خودش را برای صحبت آماده کرده، بلند می‏شود تا بگوید که می‏خواهد صحبت کند. او را می‏شناختم. محمود وحیدنیا از بچه‏های 87 دانشگاه بود. هرچند با هم اختلافات اساسی در فکر و مباحث سیاسی داشتیم، اما او را فردی مودب و منطقی یافته و می‏دانستم که به هیچ گروهی در دانشگاه وابسته نیست. نگران بودم که چه اتفاقی خواهد افتاد؟ انگار دیگران هم چنین بودند، چون کسی پیراهن او را از آستین گرفته و مشغول کشیدن بود تا شاید موفق به نشاندن او شود. در این کشاکش بالاخره محمود شکست خورد و نشست. اما انگار قسمت جور دیگری نوشته شده بود، چرا که رهبری این صحنه را دیده بود و پس از چند لحظه فرمود «آن آقایی كه ایستاده بودند و نشاندن‌شان! شما بفرمائید...»
چون صدای محمود نمی‏آمد پشت تریبون رفته و شروع به صحبت نمود. با شروع حرف‏هایش نگرانی ما بیشتر شد. گویا آمده بود که انتقادهای تند و تیزی بکند. از صداوسیما شروع کرد و گفت که غیرمنصفانه، یک‏طرفه و خلاف واقع برنامه پخش می‏کند. انتقاد دومش این بود که چرا در فضای عمومی و به خصوص در مطبوعات و مجلس خبرگان نقدی نسبت به رهبری دیده نمی‏شود؟ می‏گفت که اگر این نقدها صورت نگیرد موجب به وجود آمدن نفاق و کینه می‏شود.
چند دقیقه‏ای می‏شد که سخن می‏گفت. بنابراین با کاغذی وقت را به او تذکر دادند و او با اشاره به اتمام وقت از رهبری خواست صحبتش را ادامه دهد که پاسخ شنید: «من موافقم كه شما ادامه بدهید. وقت از اول هم تمام شده بود، ولی شما ادامه بدهید...»


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سرباز ولایت در دوشنبه هجدهم آبان 1388 و ساعت 0:39 |

خرید و فروش ماهواره در استفتائات مراجع در دسته کسبهای حرام قرار گزفته است و مقام معظم رهبری هم در این بخش به سوالهای متعددی در این زمینه پاسخ داده اند که رعایت آن بر مومنین واجب است
س 1213: آيا خريد و نگهدارى و استفاده از دستگاه گيرنده برنامه‏هاى تلويزيونى از ماهواره جايز است؟ و اگر دستگاه گيرنده مجانى به دست انسان برسد چه حكمى دارد؟

دستگاه آنتن ماهواره‏اى از اين جهت كه صرفا وسيله‏اى براى دريافت برنامه‏هاى تلويزيونى است كه هم برنامه‏هاى حلال دارد و هم برنامه‏هاى حرام، حكم آلات مشترك را دارد. لذا خريد و فروش و نگهدارى آن براى استفاده در امور حرام، حرام است و براى استفاده‏هاى حلال جايز است. ولى چون اين وسيله براى كسى كه آن را در اختيار دارد زمينه دريافت برنامه‏هاى حرام را كاملا فراهم مى‏كند و گاهى نگهدارى آن مفاسد ديگرى را نيز در بر دارد، خريد و نگهدارى آن جايز نيست مگر براى كسى كه به خودش مطمئن است كه استفاده حرام از آن نمى‏كند و بر تهيه و نگهدارى آن در خانه‏اش مفسده‏اى هم مترتّب نمى‏شود. لكن اگر قانونى در اين مورد وجود داشته باشد بايد مراعات گردد.
س 1214: آيا خريد و فروش دستگاه دريافت‏كننده كانالهاى ماهواره‏اى براى گرفتن كانالهاى ماهواره‏اى جمهورى اسلامى براى كسى كه در خارج از جمهورى اسلامى زندگى مى‏كند، جايز است؟
دستگاه مذكور هر چند از آلات مشتركى است كه قابليت استفاده حلال را دارد ولى چون غالبا از آن بهره‏بردارى حرام مى‏شود و علاوه بر اين بهره‏گيرى از آن در خانه مفاسد ديگرى را هم در بر دارد، بنابراين خريد و استفاده از آن در خانه جايز نيست، مگر براى كسى كه اطمينان دارد از آن بهره‏بردارى حرام نمى‏كند و نصب آن در خانه نيز مفسده ديگرى را دربرندارد.
س 1215: اگر آنتن ماهواره‏اى علاوه بر دريافت كانالهاى جمهورى اسلامى، اخبار و بعضى از برنامه‏هاى مفيد كشورهاى خليج و عربى و همه كانالهاى غربى و فاسد را دريافت كند چه حكمى دارد؟
معيار جواز استفاده از اين دستگاه براى گرفتن برنامه‏هاى كانالهاى تلويزيونى، همان است كه قبلا گذشت بدون اينكه بين كانالهاى غربى و غير آن تفاوتى وجود داشته باشد.
س 1216: استفاده از آنتن ماهواره‏اى براى آگاهى از برنامه‏هاى علمى يا قرآنى و مانند آن كه از طريق ماهواره توسط دولتهاى غربى يا كشورهاى مجاور خليج فارس و غير آنها پخش مى‏شوند چه حكمى دارد؟
استفاده از اين دستگاه براى ديدن و شنيدن برنامه‏هاى علمى يا قرآنى و مانند آن، هر چند فى‏نفسه مانعى ندارد، ولى به دليل اين كه برنامه‏هايى كه از طريق ماهواره توسط دولتهاى غربى و بيشتر كشورهاى همسايه پخش مى‏شوند، غالبا در بردارنده آموزش افكار گمراه‏كننده و تحريف حقايق و همچنين برنامه‏هاى لهو و فساد هستند و حتّى مشاهده برنامه‏هاى علمى يا قرآن ازطريق آنها موجب وقوع در فساد و ارتكاب حرام مى‏گردد، بنابر اين شرعا استفاده از آنتن‏هاى مذكور براى ديدن آن برنامه‏ها حرام است مگر آنكه برنامه‏هاى مفيد علمى يا قرآنى محض باشند و مشاهده آنها مستلزم هيچ فساد يا ابتلاء به عمل حرامى نباشد، البته اگر قانونى باشد بايد مراعات شود.
س 1217: شغل ما تعمير دستگاههاى گيرنده برنامه‏هاى راديو و تلويزيونى است، در اين اواخر مراجعات زيادى براى نصب قطعات و تعمير آنتن‏هاى ماهواره‏اى صورت مى‏گيرد، تكليف ما در اين باره چيست؟ خريد و فروش قطعات آنها چه حكمى دارد؟
اگر از اين دستگاه براى امور حرام استفاده شود كه غالبا همينطور است و يا شما علم داشته باشيد به اينكه كسى كه قصد تهيه آنتن ماهواره‏اى را دارد، براى امور حرام از آن استفاده مى‏كند، خريد و فروش و نصب قطعات و راه‏اندازى و تعمير و فروش قطعات آن جايز نيست.

+ نوشته شده توسط سرباز ولایت در شنبه شانزدهم آبان 1388 و ساعت 17:23 |

   ميدانيد، سختى پرچم اميرالمؤمنين از پرچم پيغمبر، از جهاتى بيشتر بود؛ چون در پرچم پيغمبر دشمن معلوم بود، دوست هم معلوم بود؛ در زير پرچم اميرالمؤمنين دشمن و دوست آنچنان واضح نبودند. دشمن همان حرفهائى را ميزد كه دوست ميزند؛ همان نماز جماعت را كه تو اردوگاه اميرالمؤمنين ميخواندند، تو اردوگاه طرف مقابل هم - در جنگ جمل و صفين و نهروان - ميخواندند. حالا شما باشيد، چه كار ميكنيد؟ به شما ميگويند: آقا! اين طرفِ مقابل، باطل است. شما ميگوئيد: اِ، با اين نماز، با اين عبادت! بعضى‏شان مثل خوارج كه خيلى هم عبادتشان آب و رنگ داشت؛ خيلى. اميرالمؤمنين از تاريكى شب استفاده كرد و از اردوگاه خوارج عبور كرد، ديد يكى دارد با صداى خوشى ميخواند: «أمّن هو قانت ءاناء اللّيل»(4) - آيه‏ى قرآن را نصفه شب دارد ميخواند؛ با صداى خيلى گرم و تكان دهنده‏اى - يك نفر كنار حضرت بود، گفت: يا اميرالمؤمنين! به به! خوش به حال اين كسى كه دارد اين آيه را به اين قشنگى ميخواند. اى كاش من يك موئى در بدن او بودم؛ چون او به بهشت ميرود؛ حتماً، يقيناً؛ من هم با بركت او به بهشت ميروم. اين گذشت، جنگ نهروان شروع شد. بعد كه دشمنان كشته شدند و مغلوب شدند، اميرالمؤمنين آمد بالاسر كشته‏هاى دشمن، همين طور عبور ميكرد و ميگفت بعضى‏ها را كه به رو افتاده بودند، بلندشان كنيد؛ بلند ميكردند، حضرت با اينها حرف ميزد. آنها مرده بودند، اما ميخواست اصحاب بشنوند. يكى را گفت بلند كنيد، بلند كردند. به همان كسى كه آن شب همراهش بود، حضرت فرمود: اين شخص را ميشناسى؟ گفت: نه. گفت: اين همان كسى است كه تو آرزو كردى يك مو از بدن او باشى، كه آن شب داشت آن قرآن را با آن لحن سوزناك ميخواند! اينجا در مقابل قرآن ناطق، اميرالمؤمنين (عليه افضل صلوات المصلّين) ميايستد، شمشير ميكشد! چون بصيرت نيست؛ بصيرت نيست، نميتواند اوضاع را بفهمد.بیانات رهبری در ديدار اعضای دفتر رهبری و سپاه حفاظت ولى امر5/5/1388.

+ نوشته شده توسط سرباز ولایت در جمعه پانزدهم آبان 1388 و ساعت 3:18 |

[در زمان رژیم پهلوی] آمريكايی ها هواپيماهاى جنگى و بقيه‌ى ابزارهاى خودشان را به ما مى‌فروختند؛ ولى اجازه‌ى تعمير آنها را به ما نمى‌دادند! البته داستان آن فروشها هم داستان عجيبى است. آن روز صندوق مشتركى بين ايران و امريكا وجود داشت كه بنده اوايل انقلاب كه به وزارت دفاع رفتم و در آن‌جا مشغول كار شدم، اين را كشف كردم؛ بعد به مجلس رفتم و آن را پيگيرى كردم، كه متأسفانه تا امروز هم امريكاييها جواب نداده‌اند! صندوقى با نام اختصارى F.M.S داشتند كه دولت ايران پول را در آن صندوق مى‌ريخت؛ اما قيمت جنس و نوع جنس و برداشت پول را امريكاييها به عهده داشتند! وقتى انقلاب پيروز شد، ميلياردها دلار در اين صندوق پول بود كه هنوز هم امريكاييها جوابى نداده‌اند و آن پولها را به ملت ايران برنگردانده‌اند.بيانات در جلسه‌ى پرسش و پاسخ دانشجويان دانشگاه صنعتى اميركبير 22/12/1379

+ نوشته شده توسط سرباز ولایت در سه شنبه دوازدهم آبان 1388 و ساعت 17:22 |

اواخر سخنراني انتظار كساني كه مي خواستند بدانند، واكنش آقا به سخنان آن جوان دانشجو درباره «انتقاد از رهبري» چيست به سرآمد و ايشان گفتند:
«ما كه نگفتيم از ما كسي انتقاد نكند؛ ما كه حرفي نداريم.من از انتقاد استقبال مي كنم. البته انتقاد هم مي كنند. ديگر حالا جاي توضيحش نيست؛ انتقاد هم هست، فراوان هست، كم هم نيست؛ بنده هم مي گيرم، دريافت مي كنم و انتقادها را مي فهمم


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سرباز ولایت در جمعه هشتم آبان 1388 و ساعت 17:33 |

يك چيز جالبي به شما بگويم: در مازندران، پنج فرودگاه هست كه از زمان رژيم گذشته مانده است! پنج فرودگاه در يك استان كه همه‌اش هم براي رژيم گذشته و آن شخص طاغوت يا نزديكان او بوده است. فرودگاه رامسر براي استفاده از هتل رامسر كه مي‌دانيد براي چه كساني بوده است؛ فرودگاه نوشهر براي گردشگاه هر ساله‌ي طاغوت كه برود آن‌جا و دو ماه استراحت كند؛ فرودگاهي براي يك اردوگاه نظامي كه نظاميان وابسته به آنها - كه از يك نيروي بخصوصي بودند و نمي‌خواهم اسم بياورم - آن‌جا بروند و خوش بگذرانند؛ فرودگاه دشت‌ناز نزديك ساري - كه امروز فرودگاه رسمي مازندران است و مردم از آن استفاده مي‌كنند و در گذشته براي الواط و اوباش اولاد رضاخان بوده است - كه هزاران هكتار از زمينهاي حاصلخيز را تصرف و يك فرودگاه هم وسطش درست كرده بودند؛ و يك فرودگاه هم در املاك نوكران خودشان در حدود مينودشت. پنج فرودگاه براي دستگاههاي وابسته‌ي به حكومت يا نزديك به آنها؛ اما مردم، اساتيد، مستحقان و بيماران علاج‌ناپذير مازندران مطلقاً نه از فرودگاه، نه از هواپيما و نه از هيچ تسهيلات ديگري برخوردار نبودند. آنها هرسال چند بار به مازندران مي‌رفتند؛ اما به مثل زاهدان در تمام عمر حكومتشان يك بار هم سر نمي‌زدند؛ اين مي‌شود غبار فراموشي. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سرباز ولایت در یکشنبه سوم آبان 1388 و ساعت 1:14 |

در يكي از سفرهاي مقام معظم رهبري به استان مازندران، آقا وارد منطقه محرومي به نام ارس مالخوست شدند. معظم له وقتي براي بازديد به مدرسه‌اي وارد مي‌شوند، مشاهده مي‌كنند كه تمام ميز و صند لي‌ها نو است آقا احتمال مي‌دهند اين كارها تشريفاتي است و براي ورود معظم له اين كارها انجام گرفته است. مقام معظم رهبري با تيزبيني و ذكاوتي كه دارند از بچه‌ها سؤال كردند كه به من بگوييد اين ميز و صند لي‌ها را چه زماني براي شما آورده‌اند. يكي از بچه‌هاي كلاس جواب داد: آقا همين ديروز اين‌ها را آورده‌اند. آقا نگاه عتاب‌آلودي به آن مسؤول انداختند و فرمودند: ضرورت ندارد به خاطر مسؤوليني كه خودشان نسبت به مشكلات واقفند، بخواهيد صحنه‌سازي كنيد. 
سردار باقرزاده، مسؤول سابق كميته جستجوي مفقودين‌

+ نوشته شده توسط سرباز ولایت در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 و ساعت 16:49 |

يكي از اسناد ساواك كه ارتباط مقام معظم رهبري را با نسل جوان مورد تأكيد قرار مي‌دهد، سند شماره9/3003 به تاريخ 1/8/1353 است كه مي‌نويسد: مطهري از اين كه نماز جماعت سيدعلي خامنه‌اي در مشهد (توسط ساواك) تعطيل شده، ابراز ناراحتي كرده و گفته است : سيد علي خامنه‌اي از نمونه‌هاي ارزنده‌اي است كه براي آينده موجب اميدواري است و در اين مدت كوتاه در مشهد، كارهاي پر ثمري انجام داده كه يكي از آن‌ها جمع كردن جوانان روشنفكر حوزه و دانشگاه است. ۱
مقام معظم رهبری با ذکر خاطره ای رابطه خوب خود را با جوانان اینگونه بیان میکند:مسجدي كه بنده نماز مي‌خواندم، بين نماز مغرب و عشا هيچ وقت داخل مسجد جا نبود؛ هميشه بيرون مسجد هم جمعيت متراكم بود؛ هشتاد درصد جمعيت هم از قشر جوان بودند؛ براي خاطر اينكه با جوان تماس مي‌گرفتيم. در همان سالها پوستينهاي وارونه مد شده بود و جوانان خيلي اهل مد آن را مي‌پوشيدند.
يك روز ديدم جواني كه از اين پوستينهاي وارونه پوشيده، صف اول نماز در پشت سجاده من نشسته است؛ يك حاجي محترم بازاري هم كه مرد خيلي فهميده‌اي بود و من خيلي خوشم مي‌آمد كه او در صف اول مي‌نشست، در كنار اين جوان نشسته بود. ديدم رويش را به اين جوان كرد و چيزي در گوشش گفت و اين جوان يكباره مضطرب شد. برگشتم به آن حاجي محترم گفتم چه گفتي؟ به جاي او جوان گفت چيزي نيست. فهميدم كه اين آقا به او گفته كه مناسب نيست شما با اين لباس در صف اول بنشينيد! گفتم نه آقا، اتفاقاً مناسب است شما همين‌جا بنشينيد و تكان نخوريد! گفتم حاجي! چرا مي‌گويي اين جوان عقب برود؟ بگذار بدانند كه جوان با لباسي از جنس پوستين وارونه هم مي‌تواند بيايد به ما اقتدا كند و نماز جماعت بخواند.
برادران! اگر پول و امكانات هنري نداريم، اگر فعلاً ترجمه قرآن به زبان سعدي زمانه را نداريم، «اخلاق» كه مي‌توانيم داشته باشيم؛ «في صفه` المؤمن بشره في وجهه و حزنه في قلبه». با اخلاق، سراغ اين جوانان و دلها و روحها و وراي قالبهاشان برويد؛ آن وقت تبليغ انجام خواهد شد. ۲

۱- سلاله الابرار، ص 88 ، به نقل ازاسناد ساواك، آرشيو وزارت اطلاعات، ش27 به ارزيابي573 مركزاسناد انقلاب اسلامي‌
 ۲- مقام معظم رهبري در ديدار با مسئولان سازمان تبليغات اسلامي، 26/3/1376

+ نوشته شده توسط سرباز ولایت در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 و ساعت 2:48 |

زندگی آیت الله خامنه ای زندگی ای ساده و روشن است و تجلی واقعی رهبر اسلامی در رفتار و اعمال وی کاملا پیداست.ایشان در مسئولیت های متعددی که داشته اند هیچگاه ذخیره مادی آن را مد نظر نداشته اند که هیچ بلکه از سرمایه های وجودی خویش برای آن هزینه کرده اند و در طول ۳۰ سال گذشته که منصب های مهمی چون ۸ سال ریاست جمهوری و۲۰ سال زعامت و رهبری اندک اندوخته مالی و تصرفی نسبت به بیت المال نداشته اند. معظم له حتی به مسوولان قضایی دستور فرموده اند که با متخلف برخورد كنيد ولو پسر من باشد.مشخص می شود که در مسیرش چقدر جدی است.
ايشان در زمان ریاست جمهوری با خانواده تا مدتها در يك اتاق درون مجموعه اداري زندگي مي‌‌‌كردند. همسر رئيس جمهور وقتي از خانه بيرون مي‌‌‌آمدند در واقع وارد قسمت اداري مي‌شدند. حتي بعد كه رياست جمهوري به ساختمان سفيد منتقل شد، ايشان در اتاقي چسبيده به دفترشان زندگي مي‌كردند و فرزندان آقا واقعا حالت زنداني داشتند؛ اما بعدها يعني 4سال پس از شروع رياست جمهوري پشت ساختمان نخست وزير خانه ای به مساحت حدود 100 مترمربع پيش‌بيني شد كه  رئيس جمهور  در آن زندگي مي‌كردند. ۱
در زمان رياست جمهوري، حضرت آيت الله خامنه‌اي يك چك پنجاه هزار توماني براي نخست وزير وقت ـ‌ مهندس ميرحسين موسوي ـ‌ ارسال مي‌نمايند و مي‌فرمايند: حداكثر پولي كه ممكن است از بيت المال در هزينه‌هاي شخصي بنده جابجا شده باشد، كمتر از اين است، ولي شما اين مبلغ را به حساب خزانه دولت واريز كنيد تا من مديون بيت المال نباشم.۲
آيت‌الله جوادي آملي‌ یک خاطره زیبایی از حساسیت رهبری نسبت به بیت المال دارند و می فرمایند:يك روز مهمان مقام معظم رهبري بودم. فرزند ايشان آقا مصطفي نيز نشسته بود كه سفره گسترده شد، آيت‌الله خامنه‌اي به وي نگاهي كرد و فرمود: شما به منزل برويد. من خدمت ايشان عرض كردم: اجازه بفرماييد آقازاده هم باشند، من از وي درخواست كرده‌ام كه با هم باشيم.
آقا فرمودند: اين غذا از بيت‌المال است، شما هم مهمان بيت المال هستيد. براي بچه‌ها جايز نيست كه بر سر اين سفره بنشينند. ايشان به منزل بروند و از غذاي خانه ميل كنند. من در آن لحظه فهميدم كه خداوند چرا اين همه عزت به حضرت آقا عطا فرموده است. 
مقام معظم رهبري ـ‌ در زمان رياست جمهوري ـ‌ سفرهاي خارجي زيادي داشتند. در اين سفرها هداياي زيادي به شخص ايشان مي‌دادند. حتي در سفري كه به يوگسلاوي داشتند، كليد طلايي كشور را به آقا دادند، ولي مقام معظم رهبري در هيچ يك از اين هدايا تصرف نكردند و بعد از پايان دوره رياست جمهوري، دستور فرمودند هدايا را در موزه نگه دارند و همه آنها را متعلق به كشور بدانند. ۴

۱ـ هاشم طالب، مسئول خبرنگاران حوزه دولت نهاد رياست جمهوري‌
۲ـ مهندس حميد ميرزاده
۳ـ آيت‌الله جوادي آملي‌
۳ـ حجت الاسلام ابوترابي

+ نوشته شده توسط سرباز ولایت در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 و ساعت 6:23 |

يک مرجع عظام تقليد در قم گفت: امروز در رأس اداره امور کشور عالمي فقيه، مدبر، شجاع سکاندار کشتي انقلاب بوده و با وجود توطئه ها و نقشه هاي دشمنان توانسته است با موفقيت اين کشتي را از طوفانها نجات دهد.
به گزارش فارس به نقل از روابط عمومي استانداري قم، آيةا... حسين نوري همداني در ديدار استاندار جديد قم با اشاره به دستاوردهاي انقلاب اسلامي، احياي خودباوري در نزد مردم را از مهمترين برکات و دستاوردهاي انقلاب اسلامي دانست.
 

 

+ نوشته شده توسط سرباز ولایت در دوشنبه بیستم مهر 1388 و ساعت 19:28 |
 يکي از فرزندان حضرت آیت الله محمد تقی بهجت، چندي پيش در گفت‌وگو با يكي از مقامات به بیان برخی از حالات آخرین روزها و ساعات عمر این مرجع وارسته و عارف پرهیزگار پرداخت.
فرزند آیت الله بهجت با اشاره به همزمانی روزهای پایانی عمر پدر بزرگوار خود با سفر رهبر انقلاب به استان کردستان، در بیان حالت روحی ایشان، بهحساسيت اين مرجع تقليد نسبت به سلامتي رهبري اشاره کرد.
ايشان در ادامه افزوده است، این موضوع سبب شدتا معظم له برای سلامتی رهبر انقلاب چندین ختم ویژه صلوات و ذكر را گرفتند و مداومت بر این ختم ها که برای سلامتی رهبر انقلاب بوده است تا آخرین ساعات عمر حضرت آیت الله بهجت ادامه داشته است.
پیش از این نیز بارها اخبار مختلف و متفاوتی از ابراز علاقه این مرجع عارف نسبت به ولی امر مسلمین جهان در جمع خواص و نزدیکان معظم له مطرح بوده است، چنانکه برخی از پیش بینی رهبری آیت الله خامنه ای سال ها پیش از رهبری ایشان توسط این مرجع بزرگ فقید خبر داده اند.
+ نوشته شده توسط سرباز ولایت در یکشنبه نوزدهم مهر 1388 و ساعت 19:8 |

 يكي از پايگاههاي خبري نزديك به گروهك تروريستي پژاك در مقاله اي تحليلي پيرامون سفر مقام معظم رهبري به چالوس و نوشهر، سخنراني حضرت آية ا... خامنه اي در جمع پرشور مردم مازندران در زير باران را نشانه اي از اقتدار حاكميت جمهوري اسلامي ايران دانست و در اين باره نوشت: حضور چند ساعته مردم شمال ايران در زير باران شديد، آن هم فقط براي شنيدن سخنان رهبر ايران نوعي اقتدار و حرف شنوي ايرانيان از آية ا... خامنه اي را مي رساند و همين موضوع نشان مي دهد تا محوريت اين شخص ]رهبر معظم انقلاب [وجود دارد هيچ كس نمي تواند به فكر جداسازي بخشهايي از ايران از جمله آزادسازي !كردستان باشد.در پايان اين مقاله به گروههاي تجزيه طلب مسلح كرد توصيه شده كه تا ]آية ا... [خامنه اي هست هر نوع تحرك و اقدام مسلحانه عليه ايران به بن بست مي انجامد و بهتر است نيرو و انرژي خود را هدر ندهيم.
 

+ نوشته شده توسط سرباز ولایت در شنبه هجدهم مهر 1388 و ساعت 19:17 |

در دوران جواني (هجده سالگي) زماني كه خدمت پدر بزرگوار مقام معظم رهبري حضرت آيت‌الله سيد جواد خامنه‌اي مي‌رسيدم، از من موقعيت درسي‌ام را سؤال مي‌كرد و سپس مكررا تاكيد مي‌كرد: كه آقا سيد حسين، خوب درست را بخوان و مثال مي‌زد و مي‌فرمود: ببين! آقا سيد علي به زودي به مقام اجتهاد مي‌رسد. از چيزهايي كه به ياد دارم اين است كه مرحوم آقا سيد هاشم ميردامادي ـ‌ پدربزرگ مادري مقام معظم رهبري و مرحوم پدر مقام معظم رهبري عنايت‌خاصي به آقا داشتند و بارها شنيدم كه مي‌فرمودند: علي آقا آينده خوبي دارد چرا كه خيلي كنجكاو و پي‌گير درس است، به استاد زياد اشكال مي‌كند و به مباحثه كردن علاقه دارد. تكيه كلام پدر مقام معظم رهبري اين بود كه (به زبان تركي) مي‌فرمود: علي پسرم! علي پسرم!
سيد حسين ميردامادي، دايي مقام معظم رهبري

+ نوشته شده توسط سرباز ولایت در جمعه هفدهم مهر 1388 و ساعت 6:40 |

رهبر كه آمد به جایگاه، مردم شعار دادند، درهم و برهم. شعارهای‌شان ولی زود قطع نشد. شاید 5 دقیقه شاید هم بیش‌تر. صحبت كه آغاز شد، مردم ساكت شدند. آن‌قدر ساكت كه وقتی رهبر بین جمله‌هایش كمی مكث می‌كرد، صدای قطره‌های باران كه می‌ریخت روی سر مردم، می‌آمد.دیدار با مردم چالوس در ورزشگاه شهدای هفتم تیر/2
□□
عكاس‌ها عزا گرفته بودند. نگران دوربین‌ها و لنزهای‌شان بودند كه مال خودشان هم نبود. مال خبرگزاری‌ها بود. هم می‌خواستند بروند و دوربین‌ها را نجات بدهند، هم حسادت حرفه‌ای مانع‌شان می‌شد به راحتی دل بكنند.
□□
جلوی جایگاه رهبر قایقی كوچك گذاشته و با تور ماهی‌گیری تزئینش كرده بودند. روی قایق نوشته بود: «چون تو را نوح است كشتی‌بان، ز طوفان غم مخور».
□□
وسط صحبت‌های رهبر مردم تكبیر گفتند. رهبر صبر كرد تا تكبیر تمام شود. بعد از تكبیر شعار دادند، باز هم رهبر صبر كرد. مردم شعار را طول دادند. لحن رهبر عوض شد و دل‌سوزانه گفت: ما تا كی باید شما را زیر باران نگه داريم!
مردم كه انگار به‌شان برخورده بود هم‌آهنگ شدند كه: باران رحمت آمد/ رهبر ما خوش آمد.
باران شدیدتر شد. رهبر كمی گوش داد به این شعار مردم و بعد با بغض گفت: این لطف شماست در این شكی نیست ولی من زیر سقفم و شما زیر باران. این برای من ناگوار است،
و مردم جواب دادند و حرف آخر را زدند: ما اهل كوفه نیستیم/ علی تنها بماند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سرباز ولایت در جمعه هفدهم مهر 1388 و ساعت 6:12 |

هشت و چهل و پنج دقیقه صبح، خبرنگاران را به شکل پارتیزانی وارد ورزشگاه کردند. ما جمع دوربین به بغل و خودکار به دست، وسط زمین چمن‌ ورزشگاه هفتم تیر پرسیدم و معلوم شد اینجا بیشتر محل تمرین است تا مسابقات؛ و البته چسبیده به یک سالن 4 هزار نفره است.
قاری داشت از فتح مبین و آیات بهشتیِ تجری من تحتها الانهار و توبه ‌پذیری پروردگار باران و ابر می‌خواند که جا گرفتیم میان جمعیت و در جایگاه ویژه خبرنگاران. بعد از تلاوت آیات، مجری مراسم دعای فرج را طوری شروع کرد که جمعیت یک صدا به نجوا همراهی کردند. پس از آن نوبت به گروه تواشیح و اسماء الحسنی عربی- فارسی رسید. در همین اثنا هلی‌کوپتر پلیس فیلمبرداری را بالای سر مردم می‌چرخاند با سرعت زیاد و زاویه‌ای که تقریباً فقط در فیلم‌های اکشن (حادثه‌ای) یا بدل‌کاری‌های خارجی دیده بودیم. ژانگولرهای چرخبال اینقدر بود که همزمان با پایان تواشیح جیغ تعجب و شگفتی مردم را به هوا ببرد.
پیرمرد کلاه به‌ سر دستانش را باز کرده بود. فکر کنم می‌خواست فیلمبردار اگر افتاد، آسیبی نبیند. نم‌نم باران 9 و 15 دقیقه به وقت چالوس باریدن گرفت. مردم اصلاً به خیس شدن کاری نداشتند؛ از بس این مردم مهربان و آرامند. لبخند مدام تنها واکنش است. بر خلاف جاهایی که تا نمی از آسمان ببارد همه سقف را به آسمان ترجیح می‌دهند، اینجا بارانی و چتر سهم کودکان و پیران می‌شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سرباز ولایت در جمعه هفدهم مهر 1388 و ساعت 6:1 |

يكي از مسئولان نظامي دستور تصرف مكاني را صادر كرده بود. گرچه حق با او بود، اما شيوه اقدام قانوني نبود. سازمان قضايي نيروهاي مسلح گزارش حادثه را تنظيم و خدمت مقام معظم رهبري ارسال كرد. ايشان در زير آن گزارش، مرقوم فرمودند: با متخلف برخورد كنيد ولو پسر من باشد. (۱)
مقام معضم رهبری هنگام بر دوش گرفتن زعامت و رهبری مسلمانان جهان وظیفه خود را اینگونه بیان میکنند:من همين الان خودم را يك طلبه معمولي و بدون برجستگي و امتيازي خاص مي‌دانم؛ نه فقط براي اين شغل باعظمت و مسؤوليت بزرگ، بلكه - همان‌طور كه صادقانه گفتم - براي مسؤوليتهاي به مراتب كوچكتر از آن، مثل رياست جمهوري و كارهاي ديگري كه در طول اين ده سال داشتم. اما حالا كه اين بار را روي دوش من گذاشتند، با قوّت خواهم گرفت؛ آن‌چنان كه خداي متعال به پيامبرانش توصيه فرمود: «خذها بقوّه». براي اين مسؤوليت، از خدا استمداد كردم و باز هم استمداد مي‌كنم و هر لحظه و هر آن، در حال استمداد از پروردگار هستم، تا بتوانم اين مسؤوليت را در حد وسع خودم - كه تكليف هم بيش از وسع نيست - با قدرت و قوّت و حفظ شأن والاي اين مقام، حفظ كنم و انجام بدهم. اين تكليف من است، كه اميدوارم ان‌شاءاللَّه مشمول لطف و ترحم الهي و دعاي وليّ‌عصر(عج) و مؤمنين صالح باشم. (۲)
با توجه به حساسیت رهبری عزیز به وضعیت فرزندانش و توجه ایشان به حق مداری و عدالت، خوب است که سایر مسوولین کشور نسبت به امورات آقازاده هایشان نیز توجه داشته باشند و آنها را از قرار گرفتن در  لغزشگاهها بر حذر دارند وبه مسوولین قضایی دستور دهند که مانند سایرین با آنها برخورد شود.انشاالله

 ۱-حجت الاسلام نيازي، رئيس (وقت) سازمان بازرسي كل كشور.
۲-سخنراني در مراسم بيعت ائمه‌ جمعه سراسر كشور به اتفاق رئيس مجلس خبرگان، 12/04/1368

+ نوشته شده توسط سرباز ولایت در سه شنبه چهاردهم مهر 1388 و ساعت 7:59 |