تبليغاتX
زندگی زیبای رهبری

در همان سالها پوستين‌هاى وارونه مد شده بود و جوانان خيلى اهل مد آن را مى‏پوشيدند. يك روز ديدم جوانى كه از اين پوستينهاى وارونه پوشيده، صف اول نماز در پشت سجادۀ من نشسته است؛ يك حاجى محترم بازارى هم كه مرد خيلى فهميده اى بود و من خيلى خوشم مى‏آمد كه او در صف اول مى‏نشست، در كنار اين جوان نشسته بود. ديدم رويش را به اين جوان كرد و چيزى در گوشش گفت و اين جوان يكباره مضطرب شد. برگشتم به آن حاجى محترم گفتم چه گفتى؟ به جای او جوان گفت چيزى نيست. فهميدم كه اين آقا به او گفته كه مناسب نيست شما با اين لباس در صف اول بنشينيد!


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سرباز ولایت در شنبه بیست و هفتم تیر 1388 و ساعت 20:31 |

دیروز 24 تیرماه تولد آقا بود وقتی من متوجه شدم بیست دقیقه ای از روز بعدش هم گذشته بود .حضرت آیت الله سید علی خامنه ای رهبر عزیزمان امروز 70 ساله شدندکه بیست سال از این مدت زعامت و رهبری ملت ایران را بر عهده دار بوده اندو هشت سال نیز رییس جمهور ودو سال نیز در خدمت امام وانقلاب در امور دفاع مقدس و انقلاب بوده اند. در این مدت هیچ کس اجازه نداشته است از اموال دولتی جشنی به مناسبت تولد ایشان برگزار کند و حتی افرادی اگر پیدا شده اند و جشن مختصری برگزارکرده اند آقا سخت رنجیده شده اند .
حضرت آیت الله سید علی خامنه ای در روز 24 تيرماه 1318 برابر با 28 صفر 1358 قمري در مشهد مقدس  چشم به جهان گشود.
تولد سید علی خامنه ای از آنجا قابل توجه است که وی عمر پربرکت خود را صرف نهال تنومند انقلاب اسلامی کرده است و در سخت ترین شرایط و بحرانها که کوه شخصیت های به ظاهر بزرگ ریزش میکند،قله ایمان ایشان استوار تر گشته و تسلیم پذیری و نرمش را به دامنه اراده اش مجال نیافته است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سرباز ولایت در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388 و ساعت 23:2 |

 اين‌كه در آينده‌ى زندگى خودم، بنا بود چه شغلى را انتخاب كنم، از اوّل براى خود من و براى خانواده‌ام معلوم بود. همه مى‌دانستند كه من بناست طلبه و روحانى شوم. اين چيزى بود كه پدرم مى‌خواست و مادرم به شدّت دوست مى‌داشت. خود من هم علاقه‌مند بودم؛ يعنى هيچ بى‌علاقه به اين مسأله نبودم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سرباز ولایت در شنبه بیستم تیر 1388 و ساعت 21:27 |

منزل پدرى من كه در آن متولد شده ام ـ تا چهارـ پنج سالگى من ـ يك خانه 60-70 مترى در محّله فقير نشين مشهد بود كه فقط يك اتاق داشت و يك زير زمين تاريك و خفه اى! هنگامى كه براى پدرم ميهمان مى آمد (و معمولاً پدر بنا بر اين كه روحانى و محل مراجعه مردم بود، ميهمان داشت) همه ما بايد به زير زمين مى رفتيم تا مهمان برود. بعد عدّه اى كه به پدر ارادتى داشتند، زمين كوچكى را كنار اين منزل خريده به آن اضافه كردند و ما داراى سه اتاق شديم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سرباز ولایت در شنبه بیستم تیر 1388 و ساعت 21:17 |

رهبر معظم انقلاب در ديدار نخبگان استان يزد اشاره ای به کتاب «قصه‏هاى خوب براى بچه‏هاى خوب» داشتند وبا توجه به نقش آن کتابها در تربیت فرزندانش می فرمایند:من خودم را از جهت رسيدگى به فرزندانم، بخشى مديون اين مرد و كتاب اين مرد ميدانم.نه فقط فرزندان، بلكه در سطح شعاع ارتباطات فاميلى و دوستانه، هرجا دستم رسيد و فرزندى داشتند كه مناسب بود با اين قضيه، اين كتاب ايشان را معرفى كردم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سرباز ولایت در شنبه بیستم تیر 1388 و ساعت 21:9 |

من بدین وسیله از همین جا عرض سلام و ارادت بی‌پایان خودم را خدمت امام امت اعلام می‌كنم و به ایشان عرض می‌كنم كه در مقابل حوادث این چنین ما هیچ انتظار نداریم و توقعی نداریم كه كمترین رنجشی به خاطر ایشان بنشیند. ما معتقدیم كه «سر خم می سلامت،شكند اگر سبویی،...»


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سرباز ولایت در شنبه ششم تیر 1388 و ساعت 6:51 |

جراحت خیلی سنگین بود، سمت راست بدن پر از ترکش و قطعات ضبط صوت بود، حتی یکی از ترکش‌ها زیر گلوی آقا جا خوش کرده بود. قسمتی از سینه ایشان کاملا سوخته بود! یکی دو تا از دنده‌ها هم شکسته بود. دست راست هم کاملا از کار افتاده بود و از شدت ضربه ورم کرده بود. استخوان‌های کتف و سینه کاملا دیده می‌شد. 37 واحد خونی و فراورده‌های خونی به آقا زده بودند که خود این تعداد، واکنش‌های انعقادی را مختل می‌کرد... دو سه بار نبض آقا افتاد و چند بار مجبور شدیم پانسمان را باز کنیم و دوباره رگ‌ها را مسدود کنیم... خیلی عجیب بود، انگار هیچ چیز به اراده‌ی ما نبود...

ادامه مطلب

+ نوشته شده توسط سرباز ولایت در جمعه پنجم تیر 1388 و ساعت 11:4 |

عصر روز هفتم تير چند ساعت قبل از شهادت شهيد بهشتي جلسه شوراي مركزي حزب جمهوري اسلامي برپا گرديد. در آغاز اين جلسه خبر ترور حضرت آيت الله خامنه اي به عنوان يك خبر بسيار ناراحت كننده توسط دكتر بهشتي گفته شد. ايشان از افرادي خواست حين اين جلسه به طور دايم از وضعيت آقاي خامنه اي خبر كسب كرده و اطلاع دهند. در پايان جلسه ضمن ارائه خبر مربوط به وضعيت جسمي آيت الله خامنه اي پيامي كه حضرت امام (ره ) خطاب به ايشان كه در بيمارستان بستري بودند، قرائت گرديد. در پايان جلسه شوراي مركزي وقتي چند نفري كنار شهيد بهشتي نشسته بوديم، ايشان با اشاره به پيامي كه حضرت امام به آيت الله خامنه اي فرستاده بودند، گفتند: «خوشا به حال آقاي خامنه اي كه ولي امر مسلمين چنين پيامي را براي ايشان فرستاده است و اين پيام نه براي دنياي ايشان بلكه براي آخرت او هم بسيار ارزشمند است و من آرزو دارم با چنين پيامي ازولي امر مسلمين از دنيا بروم.» واقعاً ايشان با تمام وجود اين مطالب را مي گفتند. اين امر نشان مي داد نسبت به ولايت و تولي به ولايت فقيه چقدر توجه داشتند.

+ نوشته شده توسط سرباز ولایت در جمعه پنجم تیر 1388 و ساعت 10:29 |

بر اساس اين گزارش ها ، حضرت آيت الله سيستاني به آقاي هاشمي رفسنجاني گفته است : فكر نكنيد نظام جمهوري اسلامي فقط متعلق به ايران است ، بلكه به كل عالم اسلام و شيعيان جهان تعلق دارد و لازم است شما و بقيه مسئولان نظام پشت سر رهبري نظام و در ظل هدايت ايشان به گونه اي حركت كنيد كه مؤيد وحدت و يكپارچگي نظام باشد.عکس

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سرباز ولایت در سه شنبه دوم تیر 1388 و ساعت 1:0 |

نماز جمعه این هفته بسیار مهم بود ؛میلیونها نمازگزار در تهران در اطراف دانشگاه تهران بر گرد نگین انقلاب حلقه شده بود، نماز گزاران تهرانی از ساعات اولیه صبح در خیابانهای اطراف جا رزرو کرده تا حرفهای مهمی از یک دل دریایی بشنوند و همزمان در سراسر کشور رادیو ها و تلوزیونها روشن بود تا انلاین در نماز جمعه تهران شرکت کنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سرباز ولایت در دوشنبه یکم تیر 1388 و ساعت 16:50 |
جان ايران! چه شد كه جانت را
جان ناقابلي گمان كردي؟!
آبروي همه مسلمانان
اشك ما را چرا درآوردي؟!
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سرباز ولایت در دوشنبه یکم تیر 1388 و ساعت 15:37 |

تحركى نبود در ناحيه‌ى اهواز، يك عده داوطلب، چه سپاهى، چه آن گروه داوطلبينى كه ما داشتيم با مرحوم چمران در اهواز، راه مى‌افتادند شبانه مى‌رفتند تانك‌هاى دشمن را يكى دو تا سه تا با آرپى‌جى مى‌زدند. چند نفر هم كلاشينكف به‌دست، اين‌ها را حفاظت مى‌كردند؛ رفتم ديدم عجب دنياى جديدى است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سرباز ولایت در دوشنبه یکم تیر 1388 و ساعت 7:6 |
پدر و مادرم، پدر و مادر خيلى خوبى بودند. مادرم يك خانم بسيار فهميده، باسواد، كتابخوان، داراى ذوق شعرى و هنرى، حافظ شناس - البته حافظ شناس كه مى‌گويم، نه به معناى علمى و اينها، به معناى مأنوس بودن با ديوان حافظ - و با قرآن كاملاً آشنا بود و صداى خوشى هم داشت.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سرباز ولایت در دوشنبه یکم تیر 1388 و ساعت 7:2 |